راست میگویند که عاشقان در صبح رشد میکنند، شروع میکنند، سبز میشوند، نو میشوند، دوباره متولد میشوند و برای عشق خود انگار دوباره زنده میشوند.
سپیدی صبح با تمام وجود در برابر سیاهی شب خودنمایی کرد، صبحی که اگرچه با دود و خون آغاز شد؛ اما رنگی عاشقانه در دل ایجاد کرد، عشقی که در آن عاشق در برابر آن همانند فرهادی شد تا کوه را جابهجا کند، عشقی که عاشق در آن از همه سبقت گرفت.
غزل عاشقانههایش در صبح رمضان با واژه ایثار شروع شد و عشاق را با انبوهی از حسرت و پایانی باز برای این غزل تنها گذاشت.
صدای عاشق، خندههایش، مهربانی و از همه مهمتر از خودگذشتگی او برای عشاق قابلوصف و درک نبود. عشق او واقعی بود، عشقی که در آن برای اثبات خودش توضیحی به کسی نداد، عشقش مثل دریا متوقف نشد و همانند ستارهای درخشید و بعد از او بود که همه عشاق فهمیدند که عشق درست مثل او زیبا است...
صبحی که در سرمای زمستان انبوهی بر دل عشاق ماند که تا نفس در سینه دارند گرمایی در جان خود حس نمیکنند، صبحی که شیاطین زمینی چشم دیدن عشقی از نوع خدایی بر بندههایش را نداشتند و ناجوانمردانه از پشت بر عاشق خنجر زدند.
خبر شهادت سید علی موسوی حسینی خامنهای همان جدایی عاشق از عشقهای زمینیاش بود، هرچند او به عشق خدایی که سالها انتظار آن را داشت رسید اما مردم سرزمین و فداییانش در غم همیشگی اسیر شدند.رهبر و آقای ما چون میدانست که چند وقتی هست شیاطین زمینی برای عشقهای او که مردمانش هستند دسیسه چیدهاند خود را سپر بلا و فدایی مردم سرزمینش کرد، او خواست نشان دهد که در تمام تاریخ اسلام وقتی خون رهبر و امامی ریخته میشود مردم بیدار و آگاه میشوند.
شاید عدهای فکر کنند که او در حملهٔ دو کشور شیطانی آمریکا و اسرائیل شکست خورد؛ اما بعد از آن تازه شیاطین فهمیدند که رهبر ما دنیا را با مهربانیاش تسخیر خودکرده بود.
رهبر مستضعفین جهان، تازه بعد از جان فدایی خود برای ملتش نشان داد که محبوب قلبهای سرزمینهای زیادی در این عرصه پهناور بوده و هست و بعد از سفرش بهسوی معبود جهان و زمینوزمان را به هم ریخت.
حال نوبت به عاشقان رهبرمان رسیده تا منتقم خون او از شیاطین بزرگ کره زمین باشند و پرچم اسلام را که آقای ما بارها بر حفظ آن تا رسیدن به صاحب اصلی آن است استوار بایستند.و چقدر این شعار این روزهای ما زیباست که:
گر پدر نیست تفنگ پدری هست هنوز.......
هالووین
#آشپزی
#خراسان جنوبی