امسال اگرچه سر سفره‌ی تحویل سال، جایش خالی بود، اما رد پای راهبردی‌اش در تمام نقشه راه آینده‌ی ما پیداست. ما سال جدید را با «یاد او» و با تکیه بر «درس‌های او» آغاز می‌کنیم؛ چرا که باور داریم، رهبر شهید، حتی در غیابش نیز، قطب‌نمایی است که جهتِ درست را به ما نشان می‌دهد.

به گزارش ۷۲۴پرس، آغاز سال جدید، همواره نویدبخشِ رویش و امید است؛ اما امسال، وقتی تقویم ورق خورد و به نخستین روزهای بهار رسیدیم، جای خالی بزرگ‌مردی که ستون خیمه‌ امید و راهنمای مسیرمان بود، بیش از هر زمان دیگری خودنمایی کرد.

اینکه سال نو را بدون او آغاز کرده‌ایم، فراتر از یک تغییر در تقویم است؛ این تجربه‌ای غریب از گذرِ زمان است؛ زمانی که در نبود ناخدای سفر، گویی در میانه‌ امواج، سکون سنگینی را تجربه می‌کنیم. یادآورِ آن لحظاتی هستیم که نگاهِ او، تکیه‌گاهِ تصمیمات و گرمای کلامش، سوخت حرکت جمعی ما بود.

در سوگ این رهبر شهید، بهار طبیعت با خزانی در جان ما گره خورده است. اما نباید فراموش کرد که میراث یک رهبر شهید، تنها در یادها خلاصه نمی‌شود؛ میراث او، در آرمان‌هایی است که برایمان به جا گذاشته و مسیری که با خون خود، روشن نگه داشته است.

شاید آغاز این سال بدون حضور فیزیکی‌اش، آزمونی بزرگ برای وفاداری به راهی باشد که او ترسیم کرد. سال جدید برای ما، سال تاب‌آوری و استمرار است. ما آموخته‌ایم که در مکتب او، فقدان جسم، پایانِ آرمان نیست. این بهار، فرصتی است تا با یادآوریِ سلوکِ او، نهال‌های اندیشه‌اش را در باغ وجودمان بارورتر کنیم.

او رهروی بود که مسیر را نه فقط با کلام، بلکه با جان خود روشن می‌کرد. در وجودش صلابت و مهربانی را یک‌جا می‌شد دید؛ گویی از جنس همان درختان کهنسال بود که ریشه در زمین دارند اما سایه‌شان آرامش آسمانی به اطراف می‌بخشد. اکنون نبودنش، مثل سایه‌ای است که ناگهان از سرمان کنار رفته باشد؛ و ما مانده باشیم در آفتاب تند روزهای پیشِ‌رو، با مسئولیتی سنگین‌تر از همیشه.

این سال تازه، بیش از هر سال دیگری، با خاطره آغاز شد؛ خاطره‌ قدم‌هایی که او برداشت، تصمیم‌هایی که گرفت، ایمان و ایستادگی‌ای که از خود نشان داد. هر کسی که حتی لحظه‌ای از مسیر زندگی را با او هم‌نفس شده بود، حالا بهتر می‌فهمد که برخی انسان‌ها شاید جسمشان خاموش شود، اما مسیرشان زنده می‌ماند؛ همان راهی که مردم را پیوند می‌زد، امید می‌داد و چراغی پیشِ پا می‌افروخت.

فقدانش، نه فقط غمی فردی یا احساسی، بلکه نوعی سرگشتگی جمعی است؛ گویی زمان برای لحظه‌ای ایستاده تا ما معنای تازه‌ای برای ادامه پیدا کنیم. سال جدید همیشه نماد شروع است؛ اما این بار، شروعی است که با سوگ پیوند خورده. ما این سال را با چشمانی نمناک آغاز کردیم، اما با قلبی که تلاش می‌کند از یاد او نیرو بگیرد.

در این روزها، هر رفتار کوچک او، هر سخنی که زمانی شاید ساده می‌نمود، اکنون معنایی تازه یافته است. گویی ذهنمان بی‌وقفه به دنبال صحنه‌هایی از گذشته می‌گردد تا از میان آن‌ها، تکیه‌گاهی برای آینده بیابد. مرگ او پایان یک زندگی بود، اما آغاز دوره‌ای جدید برای ماست؛ دوره‌ای که در آن باید از میراث اخلاقی، انسانی و معنوی او مراقبت کنیم.

سال جدید بدون او آغاز شد، اما با یاد او ادامه پیدا می‌کند. ما در سکوت رفتنش، صدایی تازه می‌شنویم: ندای مسئولیتی که بر دوشمان گذاشته شده؛ مسئولیت ادامه دادن راهی که او با شرافت طی کرد.

هرچند از این بهار به بعد، حضورش در کنار‌مان نیست، اما حقیقت این است که انسان‌های بزرگ، هرگز تمام نمی‌شوند؛ تنها شکل بودنشان تغییر می‌کند.

امسال اگرچه سر سفره‌ی تحویل سال، جایش خالی بود، اما رد پای راهبردی‌اش در تمام نقشه راه آینده‌ی ما پیداست. ما سال جدید را با «یاد او» و با تکیه بر «درس‌های او» آغاز می‌کنیم؛ چرا که باور داریم، رهبر شهید، حتی در غیابش نیز، قطب‌نمایی است که جهتِ درست را به ما نشان می‌دهد.