نتایج یکی از تحقیقات علمی اخیر نشان داده است که سن و سال افراد تاثیری در رسیدن آن‌ها به موفقیت ندارد؛ بلکه عوامل دیگری هستند که می‌تواند در موفقیت‌های عمده‌ی آن‌ها ایفای نقش کند.

مطالب مرتبط با کرونا در ۷۲۴پرس

در ذهن هر فرد بلند پروازی این سوال می‌تواند شکل بگیرد: آیا هنوز هم می‌توان به دستاورد جدیدی رسید؟

چارلز داروین، ۲۹ ساله بود که نظریه‌ی «انتخاب طبیعی» خود را عنوان کرد. اینشتین سال سرنوشت‌ساز زندگی خود را در ۲۶ سالگی تجربه کرد. ماری کوری در اوخر دهه‌ی ۲۰ زندگی‌اش، به اکتشافاتی راجع به تابش دست پیدا کرد. موتزارت سمفونی اول خود را در ۸ سالگی نواخت.

سالیان سال است که به دستاوردهای دانشمندان در سال‌های جوانی زندگی آن‌ها اشاره شده است؛ چرا که این ذهنیت جا افتاده است که  افراد جوان فرصت‌هایی را دارند که مسن ترها از آن‌ برخوردار نیستند.

با این حال، ژورنال ساینس به تازگی نتایجی از تجزیه و تحلیل بزرگ داده‌هایی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد رسیدن به موفقیت هیچ ارتباطی به سن و سال ندارد. در این بررسی نشان داده شده است که عوامل دیگری نظیر شخصیت، پشتکار، شانس و هوش می‌توانید موفقیت را در سنین بالا به همراه داشته باشد.

آلبرت لازلو سرپرست تیم تحقیقاتی در خط آخر این گزارش می‌گوید:

هرگز تسلیم نشو. وقتی تسلیم می‌شوی خلاقیت خود را نابود می‌کنی.

این تیم تحقیقاتی شروع کار خود را با تمرکز بر روی فعالیت فیزیک‌دانان آغاز کرد. در این بررسی، عملکرد کاری ۲۸۵۶ فیزیکدان از سال ۱۸۹۳ میلادی ارزیابی شد. در این یافته‌ها به تعداد مقالات منتشر شده از این فیزیکدان‌ها و ضریب تاثیر مقالات استناد شد.

نتایج نشان داد که بیشتر مقالات ممتاز در سنین جوانی دانشمندان ارائه شده است. اما این نتیجه‌گیری هیچ ارتباطی به سن  سال ندارد. در اینجا موضوع اصلی، بازدهی بود. دانشمندان جوان‌تر آزمایش‌های بیشتری انجام می‌دهند و همین امر نتایج بهتری در تحقیقان آن‌ها رقم می‌زند.

در واقع انتخاب درست یک پروژه در زمان مناسب، امری است که با شانس ارتباط دارد. با این حال محققان پارامتر دیگری به نام Q را در سهم موفقیت بررسی کردند. Q می‌تواند مجموعه‌ای شامل انگیزه، ایده‌پردازی و توانایی انجام کار با دیگران تلقی شود.

پارامتر Q در نوع خود جالب است؛ چرا که توانایی‌هایی را در بر می‌گیرد که در اکثر افراد به طور بالقوه وجود دارد، اما معمولا آن را چندان به رسمیت نمی شناسند. برای مثال، «واضح نوشتن» یک مهارت زیرمجموعه‌ی Q است. برای مثال حوزه‌ی ریاضی را در نظر بگیرید. ممکن است یک یافته‌ی جالب منتشر کنید، اما چون سبک نوشتاری تاثیرگذاری ندارید نمی توانید اثربخشی کافی ایجاد کنید و هیچ کس درکی از دستاورد شما پیدا نخواهد کرد.

نکته‌ی تکان دهنده‌ای که در مورد پارامتر Q وجود دارد این است که با گذشت زمان ثابت باقی می‌ماند. برخلاف فرض رایج، تجربه‌، تاثیر قابل توجهی در افزایش بعضی از توانایی‌های افراد ندارد. دکتر باراباسی می‌گوید:

ما به این نتیجه رسیدیم که Q، بهره‌وری و شانس سه عامل مستقل از یکدیگر هستند.

در مورد محققان رشته های دیگر هم، همین نتیجه به دست آمد. ترکیب این نتایج نشان داد که یک مقاله‌ی ممتاز محصول Q، نقاط قوت فرد و شانس پیدا کردن یک پروژه‌ی مهم است که با توانایی های وی ارتباط دارد.