تئوری قله‌ها و دره‌ها نخستین بار توسط نویسنده و فیزیکدان مشهور اسپنسر جانسون و در کتابی به همین نام مطرح شد؛ وی همچنین نویسنده کتاب پرفروش «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» نیز هست. قصد داریم در طی چند مقاله به شما نگرشی را بیاموزیم که با استفاده از آن از لحظات بد خود که به اصطلاح آن را دره می‌نامیم گذر کرده و مدت زمان بیشتری را در لحظات خوب و رضایت‌بخش خود که آنها را قله می‌نامیم بگذرانید. با ما همراه باشید.

loading...
loading...

هرکسی در زندگی خود لحظات خوب، فرح‌بخش و به یاد ماندنی داشته است که می‌تواند ناشی از مسائل کاری، مالی، خانوادگی و اجتماعی باشد، و از طرفی هرکس در زندگی خود لحظاتی سرشار از احساسات بد همچون غم و اندوه، سرخوردگی، سرافکندگی و ناامیدی داشته است. در واقع لحظات خوب و بد جزئی جدا نشدنی از زندگی شماست. هدف این است:

 «کاری کنید که اوقات خوب و بد در زندگی به نفع شما عمل کند.»

شاید شما هم از آن دسته افراد باشید که خود را در موقعیت ایده‌آلتان تصور می‌کنید، بنابراین قطعاً در این لحظات احساس خوبی به شما دست خواهد داد؛ اما وضعیت کنونی خود و دره‌ای که در آن حضور دارید را با وضعیت اوج قله موفقیت خود مقایسه نکنید، زیرا در این صورت احساس غم و اندوه خواهید کرد.

اگر می‌خواهید در مورد هدف خود با کسی صحبت کنید در انتخاب این فرد دقت کنید؛ زیرا ممکن است فقط از مشکلات موجود در راه رسیدن به قله به شما بگویند و شما را دلسرد کرده و منصرف کنند. امکان دارد نزدیکانتان، شما را از انجام کاری که خود هرگز انجام نداده‌اند بازدارند؛ اما شما به آنها اعتنا نکنید، زیرا آنها چنین مسیری را نپیموده‌اند و اطلاعی از آن ندارند.

سخنان دیگران ممکن است شما را مردد و دودل نماید؛ اما ترس را کنار بگذراید و آماده حرکت شوید. در صورتی که نخواهید شرایط آرام و بی‌دغدغه کنونی خود را برهم بزنید، نمی‌توانید خودتان را برای حرکت به سوی هدفتان که پر از چالش و مشکلات است قانع کنید. این اتفاق طبیعی است که در نیمه‌های راه رسیدن به هفدتان پشیمان شده و قصد رها کردن ادامه مسیر را داشته باشید، اما همین که روزنه‌هایی از موفقیت را دیدید به ادامه کار خواهید پرداخت و با قدرت بیشتری رو به جلو خواهید رفت.

اگر پس از طی مسیر پر مخاطره و سخت، به قله رسیدید ولی احساس کردید که به همه‌ی آن چیز که می‌خواستید نرسیدید، دید خود را تغییر دهید؛ شاید در اطراف شما نکته مثبتی وجود دارد که شما نمی‌بینید. کافی است اندکی چشمان خود را حرکت دهید و ببینید که زیبایی‌های دیگری نیز در اطرافتان وجود دارد. اگر به موقع برای دیدن غروب خورشید به بالای قله نرسیدید ناراحت نباشید، روی زمین دراز بکشید و آسمان پر از ستاره را نگاه کنید و از زیبایی و آرامشی که می‌گیرید لذت ببرید! در واقع ستاره‌ها همیشه در آسمان بوده‌اند، اما این ما هستیم که باید جهت نگاه کردن خود را عوض کنیم تا آنها را ببینیم.

اگر از شرایط کنونی خود راضی نیستید و احساس بدی دارید و در واقع در دره زندگیتان هستید، باید این را بدانید که می‌توانید راه قله‌ را پیش بگیرید و زندگی بهتری داشته باشید. از همه استعدادها و توانایی‌هایتان استفاده کنید، استعدادهای نهفته خود را کشف کنید و شرایطی را فراهم کنید که در آن از همه استعدادهایتان استفاده شود.

در واقع نگرش قله‌ها و دره‌ها برای لحظات خوب و بد است. هرچقدر که این روش را در زندگی به کار ببرید، می‌بینید که آرامش و موفقیت بیشتری به دست می‌آورید و به تدریج به درستی این روش و اثر آن بر زندگی مطمئن خواهید شد.

باید سه چیز را یاد بگیرید؛ اینکه چگونه بتوانید خودتان را سریع‌تر از یک دره نجات دهید، اینکه چگونه بتوانید بیشتر در قله بمانید و اینکه چگونه قله‌ها بیشتر و درهای کمتری داشته باشید.

«این کاملا طبیعی است که هر انسانی در هرجا و مکانی که باشد، قله‌ها و دره‌هایی را در کار و زندگی خود تجربه کند»

اما حقیقتاً منظور از قله‌ها و دره‌ها چیست؟ منظور از قله‌ها و دره‌ها همان پستی و بلندی‌هایی است که در زندگی و کار پیش می‌آید. لحظات خوب و بد ممکن است چند دقیقه بیشتر طول نکشد و یا ممکن است ماه‌ها طول بکشد و حتی بیشتر. قله‌ها و دره‌های شخصی درست مثل قله‌ها و دره‌هایی هستند که روی سطح زمین وجود دارند، طبیعی و قابل انتظارند. هر دوی آنها با وجود پراکنده بودن به هم متصل هستند. هرکسی ممکن است در یک شرایطی احساس کند روی قله است و در شرایطی دیگر احساس کند در ته دره است و ممکن است برای هرکسی در هرجای دنیا و با هر فرهنگی اتفاق بیافتد. این قسمتی از زندگی همه‌ی انسان‌هاست.

 

«قله ها و دره‌ها تنها لحظات خوب و بدی که برایتان اتفاق می‌افتد نیستند، بلکه آنها بازگو کننده احساس درونی شما و پاسخ شما به اتفاقات می‌باشند.»

اینکه چه احساسی دارید تا حدود زیادی به این بستگی دارد که چطور به شرایط نگاه می‌کنید. نکته‌ی اصلی این است که بتوانید بین آنچه برایتان اتفاق افتاده است و اینکه چقدر احساس خوبی به عنوان یک انسان دارید، تفاوت قائل شوید. در این صورت می‌توانید حتی در شرایط ناگوار هم احساس خوبی داشته باشید...

به پایان بخش اول نگرش قله‌ها و دره‌ها می‌رسیم، امیدواریم تاثیر خوبی از این مقاله گرفته‌ باشید. ما را در بخش دوم این مقاله نیز همراهی نمایید.