شاید بارها از خود پرسیده باشید که چرا بعضی افراد از دیگران موفق‌تر هستند؟ ممکن است از نظر شما آن‌ها باهوش‌تر بوده‌اند یا استعداد ذاتی‌شان بیشتر است. شاید هم شانس آن‌ها را به اینجا کشانده است. جواب درست این سوال چیست؟

loading...
loading...

اکثر ما می‌دانیم مردمی هستند که زندگی بهتری از ما دارند. از نظر ما مسائل برای آن‌ها ساده‌تر است. انگار که موفقیت بر روی یک صفحه‌ی گرامافون پخش به آن‌ها داده شده تا از آن لذت ببرند. ما هم گاهی آن‌ها را تحسین و گاهی هم ممکن است به آن‌ها حسادت کنیم.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چه امری باعث می‌شود تا این افراد متفاوت‌تر از بقیه باشند و موفقیت‌های بیشتر برای آن‌ها اتفاق بیافتد. جواب بسیار ساده است. مسئله آن‌ها نیستند. بلکه ما هستیم!

و سخت‌ترین بخش حقیقت این است:

سخت‌ترین حقیقتی که که همه‌ی ما نیاز به درک آن داریم این است: همه در اولین تجربه‌ی خود افتضاح هستند. کاری که اکثریت هم انجام می‌دهند این است: کمی تلاش می‌کنند، کمی تلو تلو می‌خورند و بعد هم سریع تسلیم می‌شوند. مانند بسیاری از قانون‌های طبیعت تنها کسانی باقی می‌مانند که مقاومت کرده و هزینه‌ی موفقیت خود را می‌دهند.

در این میان کاربران Quora به اولین‌های مزخرف اما جالبی اشاره کرده‌اند:

  • ۱۰۰ پست اول وبلاگ شما مزخرف خواهد بود.
  • ۵ کتاب اولی که می‌نویسید مزخرف خواهد بود.
  • ۳۰ سخنرانی اولی که در جمع انجام می‌دهید مزخرف خواهد بود.
  • ۵۰ نقاشی اول شما مزخرف خواهد بود.
  • ۱۰۰ آهنگ اولی که می‌خوانید مزخرف خواهد بود.

البته که تمام این اعداد ساختگی هستند و محققان دانشگاه‌هاروارد آن‌ها را محاسبه نکرده‌اند!

اما این موضوع اهمیتی ندارد. تنها موضوع مهم این است که بدانید که آغاز هر چیزی مزخرف است.

همه چیز برای بهتر شدن نیازمند زمان، پیگیری و شکیبایی هستند. اکثر مردم در زندگی عجله دارند. از این رو وقت کافی برای انجام کارها را ندارند.

اکثر مردم به موفقیت‌های یک شبه اعتقاد دارند. بنابراین وقتی چنین موفقیتی نصیب‌شان نمی‌شود دست از تلاش می‌کشند.

اکثر مردم می‌خواهند همه چیز را راحت به دست بیاورند؛ بنابراین اگر آنچه برایش تلاش می‌کنند را به دست نیاورند، هدف خود را تغییر می‌دهند.

در نهایت دو حقیقت باقی می‌ماند: اکثر مردم تسلیم می‌شوند و همه چیز مزخرف است!

چه باید کرد؟

پس حالا جواب مسئله را پیدا کرده‌اید. اگر می‌خواهید در چیزی خوب باشید، سه راهکار وجود دارد: تمرین، تمرین، تمرین. رسیدن به هر جایگاهی نیازمند زمان است. در ابتدای حرکت شما به زمین می‌خورید. حتی شاید به خودتان صدمه بزنید و تسلیم شوید. این نقطه همان لحظه‌ی حیاتی است که مجبور به تصمیم‌گیری هستید: آیا می‌خواهید عقب‌نشینی کنید و به زندگی عادی خود ادامه دهید و شکست خورده باقی بمانید؟ یا می‌خواهید تلاش را با چاشنی شکست ادامه دهید؟

فرض کنید شما یک نویسنده هستید. اولین رمان شما ممکن است فروش خوبی نداشته باشد؛ اما این به آن معنا نیست که به یک شغل هشت ساعته‌ی اداری تن بدهید و خلاقیت خود را نابود کنید. حتی وقتی نامه‌های رد درخواست به سمت شما سرازیر می‌شوند، می‌دانید که راه درازی در پیش دارید. چنانچه یک ورزشکار باشید، ممکن است باخت ناراحت کننده‌ای را در یک مسابقه‌ی قهرمانی تجربه کنید. این به این معنا است که برای رسیدن به موفقیت تلاش بیشتری باید انجام دهید. چنانچه یک طراح گرافیک هستید و مشتری چندانی ندارید، باید کار خود را جدی‌تر دنبال کنید تا نمونه کارهای برجسته‌تری تهیه کنید. خلاصه این که هر کاری انجام می‌دهید، بدهید اما متوقف نشوید!

این هم از شکست خورده‌های معروف دنیا!

مثال‌های واقعی بیشتری می‌خواهید؟ محال است در مطلبی صحبت از یک شکست خورده‌ی مشهور باشد و نام اپرا وینفری آورده نشود! او از اولین کار خود به عنوان گوینده‌ی خبر در تلویزیون اخراج شد و اکنون در برنامه‌ی تلویزیونی خود(!) یک میلیاردر است. استیون اسپیلبرگ دو بار توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در رشته‌ی هنرهای سینمایی رد شد. سردبیر روزنامه‌ای که والت دیزنی در آن کار می‌کرد گفت که وی فاقد تخیل و ایده‌های خوب است. کتاب «کری» استفان کینگ ۳۰ بار توسط ناشر رد شد!

بنابراین هر کجای دنیا هستید و هر کاری که انجام می‌دهید به یاد داشته باشید که با شروع‌های افتضاح و مزخرف زیادی روبرو خواهید شد؛ اما اجازه ندهید که شکست شما را تسلیم کند.