کودکی که باید در حال بازی‌کردن باشد تا تخیلش رشد کند، در حال انجام کارهای سنگین است. کودکی که باید در آغوش پدر و مادرش احساس امنیت کند، در حال چانه‌زدن با مشتریان در خیابان است. این کودکان بزرگسالانی هستند که در کالبد کودکان حبس شده‌اند. آنها مسئولیت را زود یاد می‌گیرند؛ اما عشق و احساسات کودکی که حقشان هست را هرگز تجربه نمی‌کنند.

یک فعال حقوق کودک، در گفتگو با ۷۲۴پرس با بیان اینکه کودک کار معمولاً در خانواده‌ای است که خودش درگیر فقر و استرس است می‌گوید: «در چنین خانه‌ای والدین آن‌قدر درگیر بقا هستند که فراموش می‌کنند بغل‌کردن و گوش‌دادن به کودک هم یک نیاز حیاتی است. در نتیجه این کودک هم در محیط کار تحقیر می‌شود و هم در خانه موردحمایت عاطفی قرار نمی‌گیرد، او در یک دایره بسته از بی‌مهری گرفتار می‌شود».

الهه دهقان، حق کودکان کار را بوی روغن‌موتور و خاک نمی‌داند و معتقد است؛ بلکه حقشان است که دست‌هایشان بوی مداد و رنگ بدهد و قلبشان بوی مهر و محبت ادامه می‌دهد: «اگر نبود حمایت عاطفی را یک بیماری بدانیم؛ جامعه همان محیطی است که یا این بیماری را درمان می‌کند یا آن را تغذیه می‌کند و شدیدتر می‌سازد، وقتی رنج یک کودک عادی جلوه کند دیگرکسی برای نجات او دست به تلاش نمی‌زند».

ایجاد شبکه حمایتی جامع

وی، وظیفه جامعه در قبال این کوکان را بسیار مهم عنوان و خاطرنشان می‌کند: «جامعه نباید به کودک کار صدقه که نوعی ترحم است بدهد، بلکه باید حق او را برای تحصیل و بازی پس بگیرد، ترحم انسان را کوچک می‌کند؛ اما حمایت از حقوق او را انسانی می‌کند».

الهه دهقان که دو دهه است در بنیاد کودک ایران فعالیت می‌کند مبارزه با کار کودک را مبارزه با فقر می‌داند و می‌گوید: «ما نباید فقط کودک را نجات دهیم؛ بلکه باید سیستم زندگی آن کودک را نجات دهیم، مبارزه واقعی یعنی ایجاد یک شبکه حمایتی جامع».

این فعال حقوق کودک، بر حمایت خانواده کودک کار تأکید زیادی دارد و تصریح می‌کند: «باید به خانواده کودک کار، حمایت مالی مشروط بدهیم، یعنی به پدر و مادر بگوییم ما به شما کمک مالی می‌کنیم به شرطی که فرزندتان در مدرسه باشد، وقتی گرسنگی خانواده رفع شود، کودک دیگر مجبور نیست «نان‌آور» باشد».

به گفته وی، در واقع برای مبارزه واقعی با کار کودک باید با انجام حمایت‌های مالی و عاطفی مناسب به آن کودک بگوییم: «ما تو را می‌بینیم، تو را می‌شناسیم و اجازه نمی‌دهیم کودکی‌ات را از تو بدزدند».

تفاوت قانون رو کاغذ با قانون در خیابان

الهه دهقان، با بیان اینکه در قانون، استفاده از نیروی کار کودک در کشور بسیار سخت‌گیرانه است؛ اما این قانون در خیابان کمی متفاوت و استفاده از نیروی کار کودک از چشم قانون دورافتاده است ادامه می‌دهد: «بدون قانون، حمایت عاطفی یک اتفاق زیبا اما گذرا است و کمک مالی، سد موقت در برابر سیل است، اما قانون همان سد مستحکم است که می‌تواند جلوی ریزش کودکان در باتلاق کار را بگیرد».

وی، با اشاره به اینکه قانون باید برای کودک، امنیت ایجاد کند نه‌فقط ممنوعیت تصریح می‌کند: «قوانین نباید مثل مترسک باشند، ما قوانینی می‌خواهیم گه بازو داشته باشند بازویی که با تمام توان زیر بال‌وپر خانواده‌های فقیر را بگیرد و مبارزه با کار کودک، یک هزینه نیست؛ بلکه باهوش‌ترین سرمایه‌گذاری یک ملت است».