بعضی غیبتها هیچوقت عادی نمیشوند. زنگ مدرسه که به صدا درمیآید، همه کودکان به خانه برمیگردند؛ اما همیشه یک نفر هست که مسیرش ناتمام میماند. ماکان نصیری، برای خانوادهاش هنوز همان کودکی است که قرار بود از مدرسه برگردد، کیفش را گوشه اتاق بگذارد و از اتفاقهای روزش بگوید.
به گزارش ۷۲۴پرس، گاهی یک نام، از هزاران گزارش و تصویر، رساتر سخن میگوید. «ماکان نصیری» از همان نامهایی است که شنیدنش، ذهن را به سمت یک کلاس درس، نیمکتی خالی و خانوادهای میبرد که هنوز جای خالی فرزندشان را زندگی میکنند. شاید در تقویم، روزها یکی پس از دیگری گذشته باشند، اما برای پدر و مادری که چشمانتظار بازگشت فرزندشان بودهاند، زمان از همان روز تلخ متوقف شده است.
جنگ، چهرههای مختلفی دارد؛ گاهی با صدای انفجار شناخته میشود، گاهی با ساختمانهای ویران و گاهی با آمار کشتهها. اما تلخترین چهره جنگ، آنجاست که کودکی، پیش از آنکه فرصت شناختن زندگی را پیدا کند، از ادامه مسیر بازمیماند. آنجا دیگر هیچ واژهای توان توجیه ندارد و هیچ تحلیلی نمیتواند جای خالی یک کودک را پر کند.
مدرسه، باید امنترین نقطه زندگی یک کودک باشد؛ جایی که رؤیاها شکل میگیرند، استعدادها شکوفا میشوند و آینده نوشته میشود. هیچ پدر و مادری هنگام بدرقه فرزندش به مدرسه، تصور نمیکند که ممکن است آن خداحافظی، آخرین نگاه باشد.
کودکان با دفتر و مداد به مدرسه میروند، نه برای روبهرو شدن با خشونت و ناامنی. نام ماکان، تنها یادآور یک کودک نیست؛ نماد هزاران رؤیای ناتمام است. رؤیای پزشک شدن، معلم شدن، مهندس شدن یا شاید فقط بزرگ شدن در کنار خانواده. جنگ، پیش از آنکه جان انسانها را بگیرد، آینده را از میان میبرد؛ آیندهای که قرار بود با خنده کودکان ساخته شود، نه با سکوت نیمکتهای خالی.
شاید دردناکترین بخش این روایت، فقط نبودن یک کودک نباشد؛ بلکه ماندن خانوادهای باشد که هر صبح با خاطره او بیدار میشوند و هر شب با همان خاطره به خواب میروند. اندوهی که پایان مشخصی ندارد، سنگینتر از هر زخمی است. داغی که با گذشت زمان کمرنگ نمیشود، بلکه شکل دیگری به خود میگیرد و در تمام لحظههای زندگی جاری میشود.
رسانهها معمولاً جنگ را با نقشهها، تحلیلها و اعداد روایت میکنند؛ اما حقیقت جنگ در چهره کودکی نهفته است که دیگر فرصت بازگشت به خانه را پیدا نکرد. تاریخ ممکن است نام عملیاتها را به خاطر بسپارد، اما حافظه مردم، نام کودکانی را حفظ میکند که بیهیچ نقشی در منازعات، قربانی آن شدند.
ماکان، امروز فقط متعلق به یک خانواده یا یک شهر نیست. او یادآور مسئولیتی است که همه انسانها در برابر کودکان دارند؛ مسئولیتی برای پاسداری از امنیت، صلح و حق زندگی. کودکان نباید هزینه اختلاف بزرگترها را بپردازند. آنها حق دارند با خیال آسوده درس بخوانند، بازی کنند، رؤیا ببافند و آینده خود را بسازند.
شاید سالها بعد، ساختمانهای ویران دوباره ساخته شوند، خیابانها جان بگیرند و آثار جنگ از چهره شهرها پاک شود؛ اما جای خالی کودکانی که بازنگشتند، هرگز پر نخواهد شد. برخی زخمها بر دیوارها نمیمانند؛ در دلها حک میشوند و نسلها آن را با خود حمل میکنند.
ماکان نصیری، برای ما تنها یک نام نیست؛ تلنگری است برای وجدانهای بیدار. یادآوری این حقیقت که بزرگترین پیروزی انسان، نه در میدان نبرد، بلکه در حفظ جان انسانهاست. اگر قرار است آیندهای روشن ساخته شود، نخستین گام آن، حفاظت از کودکانی است که قرار است فردای این سرزمین را بسازند.
و شاید هر بار که زنگ مدرسهای به صدا درمیآید، باید به یاد بیاوریم که ارزش واقعی صلح را نه سیاستمداران، بلکه کودکانی میدانند که تنها آرزویشان، بازگشت سالم به آغوش خانواده است. ماکان، یکی از همان کودکانی است که نامش، برای همیشه در حافظه انسانیت باقی خواهد ماند؛ نه به خاطر سن کمش، بلکه به خاطر بزرگی اندوهی که با رفتنش بر دلها نشست.
هالووین
#آشپزی
#خراسان جنوبی