رودکی، پدر شعر فارسی با سادگی، دنیایی از احساس و زندگی را در شعری‌هایش گنجانده است. او نه‌تنها بنیان‌گذار شعر ماست؛ بلکه دل‌ها را از زندگی و امید می‌نوازد. پدر شعر فارسی، با زبان ساده و دلنشینش، به ما یاد می‌دهد که حتی در گذر زمان و زندگی می‌توان شادبود و عشق ورزید زیبایی‌های کوچک را در آغوش کشید.

رودکی، از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌زبان و پدر شعر فارسی است. او نابینا بود، اما حافظه‌ای نیرومند، صدایی خوش و استعدادی کم‌نظیر در شعر و موسیقی داشت. ایرانیان رودکی را شاعری ساده گو، حکیم و زندگی دوست می‌دانند.

انتخاب آگاهانهٔ زبان فارسی دری برای شعرهایش، مهم‌ترین نشانه دیدگاه رودکی نسبت به ایران است؛ زیرا این کار به معنای پاسداشت هویت ایرانی در برابر غلبهٔ زبان عربی بود.

رودکی ایران را نه با شعار، بلکه با زبان فارسی، احیای فرهنگ ایرانی و نگاه انسانی و خرد محور ستوده است. در مجموع علاقهٔ رودکی به فارسی ترکیبی از عشق به هویت ایرانی، شرایط تاریخی مناسب و درک هنری عمیق از ظرفیت‌های زبان فارسی بود.

رودکی در ایران ستون شعر فارسی است؛ اما در سایهٔ ستون‌های بعدی ایستاده و شناخته می‌شود، اما هنوز آن‌چنان که باید خوانده و شنیده حس نشده است. زنده خواندن رودکی امروز یعنی خواندن او نه به‌عنوان یک نام تاریخی، بلکه به‌عنوان شاعری برای زندگی اکنون... این کار شدنی است اگر زاویه نگاهمان را عوض کنیم.

روز بزرگداشت رودکی زمانی ملموس‌تر است و این شخصیت بزرگ نشان داده می‌شود که از موزه بیرون بیاید، از امتحان درسی آزاد شود و کنار انسان امروز بنشیند. خواندن شعر او باید تجربه‌ای انسانی، دلنشین و قابل‌لمس باشد نه فقط حفظ نام و تاریخ.

این بیت معروف رودکی «بوی جوی مولیان آید همی، یاد یار مهربان آید همی» نشان می‌دهد این شاعر نابینا زیبایی‌ها در کوچک‌ترین چیزها یافت و دل را به شادی‌های ساده سپرد.