سالیان گذشته‌اند، اما بعضی صداها خاموش نمی‌شوند. بم، شهری که در سکوت سحر شکست، هنوز با ما حرف می‌زند؛ از جان‌هایی که رفتند و از مسئولیتی که نباید در زیر آوار، فراموش شود.

به گزارش ۷۲۴پرس، امروز سالروز زلزله‌ای است که فقط زمین را نلرزاند، بلکه دل یک کشور را شکست. سحرگاه بم، زمانی که شهر هنوز در خواب بود، ناگهان به کابوسی بیدار شد که پایانش برای بسیاری هرگز نرسید. ثانیه‌هایی کوتاه، اما آن‌قدر سنگین که یک‌عمر بر شانه تاریخ ماند.

زلزله بم، فقط آوار نبود؛ صدای قطع‌شده خنده‌ها بود، عکس‌هایی که نیمه‌کاره ماندند، و خانه‌هایی که دیگر «خانه» نشدند. کودکانی که صبح را ندیدند، مادرانی که با نام فرزندانشان زیر آوار فریاد زدند و پدرانی که ایستادند؛ اما درونشان فروریخت. بم، در آن صبح سرد، گرم‌ترین دارایی‌اش یعنی جان مردمش را از دست داد. ارگ بم، آن نماد استواری و قدمت، فروریخت تا به ما یادآوری کند که هیچ دیواری، بدون توجه و مسئولیت، جاودانه نیست. اما در میان این‌همه ویرانی، چیزی فرونریخت: انسانیت. دست‌هایی که غریبه بودند؛ اما همدیگر را گرفتند، چشمانی که از شهرهای دور آمدند تا فقط کمک کنند و قلب‌هایی که برای بم تپیدند.

سالروز زلزله بم، فقط برای گریه نیست؛ برای فکرکردن است. برای این‌که بپرسیم چه آموختیم و چقدر آماده‌ایم که دوباره تکرار نشود. یاد بم، هشدار خاموشی است که هنوز فریاد می‌زند: ایمنی، آگاهی و مسئولیت را جدی بگیرید.

زلزله بم

امروز، نام آن‌هایی که رفتند را آرام در دل تکرار می‌کنیم. نه برای زنده کردن اندوه، بلکه برای زنده نگه‌داشتن یادشان. بم، شهری که از دل خاک برخاست، هنوز ایستاده است؛ با زخم‌هایی عمیق، اما با امیدی که تسلیم نشد.

بم به ما یاد داد که فاجعه، ناگهانی می‌آید؛ اما فراموشی آرام و تدریجی است. سال‌ها گذشته، اما خطر همچنان هست؛ زلزله منتظر آمادگی ما نمی‌ماند. هر سالروز، فرصتی است برای تازه کردن حافظه جمعی‌مان، برای این‌که دوباره به ایمنی، به جان انسان‌ها و به تصمیم‌هایی که امروز می‌گیریم فکر کنیم؛ تصمیم‌هایی که فردا شاید جان‌بخش یا جان‌گیر باشند.

در میان آمار و اعداد، نباید انسان‌ها گم شوند. هر عدد، یک زندگی بود؛ یک رؤیا، یک آینده ناتمام. یادآوری بم یعنی دیدن چهره‌ها، شنیدن صداها و فهمیدن این‌که پشت هر خبر، قلبی می‌تپید. ما بدهکار خاطره آن‌ها هستیم؛ بدهکارِ ساختن شهری، کشوری و جهانی که در آن جان انسان، اولویت باشد.

امروز، در سالروز زلزله بم، سکوت می‌کنیم؛ نه از فراموشی، بلکه از احترام. سکوتی که در دلش عهدی تازه بسته می‌شود: که یاد بم را فقط در تقویم نگه نداریم، بلکه در رفتار، در ساختن و در مسئولیت‌پذیری‌مان زنده نگه داریم. بم، هنوز با ما حرف می‌زند؛ اگر بخواهیم بشنویم.