خبرنگار ۷۲۴پرس با سرودن شعری تصویر غروب، شکستن دل‌ها و خاموشی جهان، فقدان شخصیتی استوار و الهام‌بخش را روایت می‌کند و در کنار سوگواری، بر تداوم راه، صبوری در برابر رنج و ماندگاری آرمان‌های او تأکید می‌کند و وداعی سرشار از احترام و امید به جاودانگی نام و راهش می‌آفریند.

به گزارش ۷۲۴پرس، در ادامه شعر زهرا حمیدی تقدیم نگاه مخاطبان می‌شود:

غروب آمد و شهر در خون نشست

دوباره دل نازک ما شکست

همان همدم روزهای نبرد
سرانجام بار سفر را ببست

دریغا ز داغت، دریغا ز درد
جهان بی‌تو خاموش و بی‌تاب و سرد

تو رفتی ولی راه تو روشن است
دو دست دعای تو همراه ماست

در آشفته‌بازار طوفان غم
شکوه ثباتت پناه ماست

دریغا ز داغت، دریغا ز درد
جهان بی‌تو خاموش و بی‌تاب و سرد

به خون دل خستگان زمان
قسم که به یاد تو سر می‌کنیم

شبی را که با رفتنت تیره شد
به نور صبوری سحر می‌کنیم

دریغا ز داغت، دریغا ز درد
جهان بی‌تو خاموش و بی‌تاب و سرد

خداحافظ ای هم‌صدای همه
خداحافظ ای روح آزادگی

تو را می‌سپاریم به آغوش حق
به پاداش یک عمر ایستادگی

دریغا ز داغت، دریغا ز درد
جهان بی‌تو سرد است و پاییز زرد