این روزها خیابان‌های منتهی به مرکز شهر، مقصدی متفاوت یافته‌اند. جایی در قلب بلوار مدرس که همیشه محل آمد و شد روزمره بود، حالا مغناطیسی از عشق و اندوه، دل‌های داغدار را به سوی خود می‌کشد. کهف‌الشهدای بیرجند اکنون آغوش گشوده برای مردمی است که صبر و ولایت‌مداری را بارها تمرین کرده‌اند.

به گزارش ۷۲۴پرس، اینجا، جایی که با نام شهدای گمنام گره خورده، زمان گویی از حرکت ایستاده است. مردمانی که با بغض‌های فروخورده، آرام و شمرده قدم بر این صحن می‌گذارند، نیامده‌اند تا تنها به سوگ بنشینند؛ آمده‌اند تا در خلوت معنوی این حریم، دردِ فراق رهبر شهیدشان را با شهدای گمنام واگویه کنند. پیرمردی با تسبیحی در دست، گوشه‌ای کز کرده و با هر دانه، نامی از مقتدایش می‌برد؛ مادری چادر به سر، قاب عکسی از رهبری را بر دست‌های لرزان دارد و گویی با فرزند خودش نجوا می‌کند و جوانانی که شانه‌هایشان از سنگینی این اندوه می‌لرزد، اما نگاهشان به افقی دور و روشن خیره مانده است.

صدای تلاوت قرآن و نجوای مداحی در فضای کهف‌الشهدا پیچیده و با سوزِ سرمای اسفندماه درآمیخته است. شمع‌هایی که در گوشه و کنار روشن شده‌اند، لرزان و بی‌قرار، حکایت از دل‌های سوخته‌ای دارند که شهادت رهبری، داغی تازه بر آن‌ها نشانده است، اما در میان این همه اشک، شکوهی وصف‌ناپذیر موج می‌زند؛ شکوهِ ملتی که در سخت‌ترین لحظات، به خانه شهدا پناه می‌برد تا بگوید: اگر مقتدایمان آسمانی شد، راهش در رگ‌های ما جاری است.

آری؛ کهف‌الشهدای بیرجند این روزها شاهد تجدید میثاقی از جنس خون و غیرت است. هر قطره اشکی که بر خاک این زمین می‌چکد، عهدی دوباره با آرمان‌های والای مقاومت است. مردم بیرجند در این مکان مقدس ثابت کردند که اگرچه قلبشان از این سوگِ عظیم به درد آمده، اما گام‌هایشان استوارتر از همیشه در مسیر ولایت باقی خواهد ماند. اینجا، در متن شهر، حماسه‌ای از جنسِ حزن و حیا در حال رقم خوردن است که تاریخِ این دیار هرگز آن را فراموش نخواهد کرد.

اینجا و در کهف‌الشهدا، مانند هربار که با شهدا زمزمه کردیم؛ بیعتی دوباره در حال شکل‌گرفتن است؛ اینکه اگرچه قامت رهبری به خون نشست، اما پرچم آرمان‌های او بر دستان لرزان اما استوارِ این ملت، برافراشته‌تر از همیشه باقی خواهد ماند؛ چرا که از شهدا آموخته‌ایم که پایانِ هر شامِ غریبان، طلوع نصرتی الهی است و راه سرخ مقاومت، تا ظهور خورشید حقیقت ادامه خواهد داشت.